هدف غرب از کودک‌کشی چیست؟

گروه غرب از نگاه غرب خبرگزاری فارس:  روز جهانی کودک سازمان ملل- ۲۰ نوامبر- آمد و رفت  بی آنکه هیچ چیز تغییر کند؛ بی آنکه هیچ اقدامی برای حفاظت از کودکانی صورت گیرد که امروزه بیشتر از هر زمان دیگری به آن نیاز دارند؛ بی آنکه هیچ حرکتی حتی از سوی سازمان ملل برای فراخواندن کشورهای درگیر جنگ برای توجه ویژه به حفاظت از کودکان انجام شود، کودکانی که اگر هیچ چیز دیگر نباشند، آینده سازان سیاره ما محسوب می شوند. کودکانی که شکل دهنده نسل های آینده بشر و به طور کلی  آینده تمدن انسانی هستند. با این حال کودکان از جمله آسیب پذیرترین انسان هایند که در معرض ننگین ترین تبعیض ها، سوء استفاده ها و بهره برداری ها قرار دارند.
فرهنگ طمع و سود سریع الحصول هیچ فضایی برای کودکان، برای حقوق آنها، برای پرورش یافتن آنها در چهارچوب حقوق انسانی، تحصیلات عادلانه، دسترسی به سرپناه و خدمات درمانی باقی نگذاشته است. برای بخش بزرگی از جامعه غربی کودکان موجوداتی مزاحم و در بهترین حالت ابزاری برای نیروی کار ارزان به شمار می روند، به خصوص در جایی که تولید محصولات غربی به خارج از کشور و  به کشورهای فقیر در حال توسعه منتقل شده که اکثر آنها در آسیا و آمریکای مرکزی واقع شده اند، کشورهایی آنقدر فقیر که نمی توانند قوانین علیه کار کودکان را به اجرا بگذارند؛ روندهایی که تنها هدف آن به حداکثر رساندن سودهای شرکتی است.
گذشته از کودکانی که گرفتار این سرنوشت هستند،  ماشین جنگی غربی و کشتارهایی که غرب محرک آنهاست به شکلی کورکورانه کودکان را با ابزارهای گوناگونی چون قحطی، حملات پهبادی، بمب ها، بیماری ها و سوء استفاده ها سلاخی می کند. باید آنها را تلفات جانبی نامید؟ تردید دارم. از کودکان حتی در جنگ های غیرقانونی نیز می توان محافظت کرد. اما غرب با از بین بردن یک نسل کامل از انسان ها در کشورهایی که قصد به زانو درآوردن آنها را دارد، یک هدف را دنبال می کند: اینکه بازسازی این کشورها زیر نگاه کودکان تحصیل کرده ای که بعدتر بزرگسالان بالغی خواهند شد صورت نگیرد؛ کودکانی که به احتمال بسیار زیاد با جلادان خود مخالف خواهند بود، همان کسانی که خانه ها و خانواده هایشان، روستاها و شهرهایشان، مدارس و بیمارستان هایشان، شبکه های آب آشامیدنی آنها را از بین برده اند و برایشان وبا و دیگر بیماری هایی را باقی گذاشته اند که نبود بهداشت و نظافت برایشان به ارمغان آورده اند. بنابراین منافع امپراتوری و متحدان آلت دستش چنین تامین می گردد که فلاکت کودکان و جنایاتی که در مورد آنها مرتکب شده اند در بهترین حالت کمتر از میزان واقعی گزارش شود؛ مسئله ای که در اکثر موارد هیچ کس حتی اهمیتی هم به آن نمی دهد.
به سوریه نگاه کنید. حملات انجام شده با گازهای سمی به دست  نیروهای نیابتی آمریکا، ناتو و عربستان سعودی و به تحریک آنها صورت گرفته  و تقصیر آن را متوجه رئیس جمهور بشار اسد می دانند،  حملاتی که برای  ایجاد تاثیرات روانی گسترده تر، بیشتر کودکان را هدف قرار می دهند تا قهرمانان بدلی کلاه سفیدها به کمک آنها بشتابند. می توانید تصورش را بکنید!( مطمئنم که می توانید) نیروهای دست نشانده غربی کودکان را مسموم می کنند و به قتل می رسانند تا بتوانند رژیم بشار اسد را سرنگون کنند تا  فرد دست نشانده خود را به جای او بنشانند و بتوانند این کشور و در نهایت کل منطقه را به کنترل خود درآورند. بله کودکان قربانی می شوند- جنایتی بزرگ علیه بشریت- برای ارتکاب یک جنایت بین المللی شنیع دیگر، یعنی تغییر به اجبار یک رژیم دمکراتیک انتخاب شده. این کاری است که غرب همیشه انجام داده است.
وضعیت یمن را در نظر بگیرید، کشوری که طی سه سال و نیم گذشته  شبکه ای از بزرگ ترین مافیای آدمکش جهانی به رهبری عربستان سعودی، با برخورداری  از کمک های سخاوتمندانه ایالات متحده و متحدان آن انگلیس، فرانسه، اسپانیا، چند کشور خلیج فارس و تا همین اواخر حتی آلمان و چندین کشور دیگر در این جنایت ها سهیم بودند، با بمب ها، گرسنگی دادن ها، وبایی که با از بین بردن عامدانه شبکه آبرسانی شهری و سیستم های بهداشتی این کشور شیوع یافت، شاید صدها هزار کودک را به کام مرگ فرستاده اند.
طبق اعلام سازمان «ایمنی کودکان» امکان دارد تاکنون حدود ۸۵ هزار کودک زیر ۵ سال در نتیجه قحطی جان خود را از دست داده باشند. فراموش نکنید که این قحطی عمدا به وجود آمده است، چرا که نیروهای عربستانی و کشورهای خلیج فارس بندر حدیده را ویران و محاصره کردند که ۸۰ تا ۹۰ درصد از مواد غذایی کشور از این طریق وارد می شد. در تمام این بلایای ساخته و پرداخته دست انسان ها، آسیب پذیرترین قربانیان کودکان و زنان هستند.
چندی قبل سازمان ملل هشدار داد که بیماری وبا به سرعت در این کشور گسترش یافته و درنتیجه دست کم یک میلیون انسان از جمله حداقل ۶۰۰ هزار کودک  از آن متاثر خواهند شد. یک سال قبل تر چه تعداد از آنها جان باختند؟ اکنون کمبود شدید مواد غذایی، نابودی سرپناه ها و بیمارستان ها و نبود دارو سیستم ایمنی طبیعی کودکان را حتی بیشتر از پیش تضعیف کرده است.
رنج ناشی از این وضعیت را نه تنها برای کودکان بلکه برای والدین آنها، خانواده ها، و اجتماعات تصور کنید؛ آنچه که غرب انجام می دهد در قالب کلمات نمی گنجند، در قالب واژه جنایت جای نمی گیرد، اما تمام این «رهبران» مسئول به احتمال زیاد هیچگاه با یک دادگاه جنایی رو به رو نخواهند شد، چرا که آنها خودشان سیستم های قضایی بزرگ را درجهان در کنترل دارند. هر چند که هیچ عدالتی نمی تواند برای مجازات مرتکبان قتل و فلاکت کاری کند، اما دست کم می تواند نشان دهد که این جنایت همگانی– هر چند که جنگ یمن و خیلی از جنگ های دیگر ناشی از طمع و قدرت بوده اند- با مصونیت تحمل نمی شوند.
سازمان آوارگان سازمان ملل گزارش می کند که در سطح جهان حدود ۷۰ میلیون آواره  یا در حال جا به جایی هستند یا دراردوگاه های مخصوص آوارگان به سر می برند. این تعداد شامل رقم بزرگ  موارد گزارش نشده که شاید این رقم را به سه برابر افزایش دهد نمی شود. اکثر این آوارگان از خاورمیانه و محصول جنگ هایی هستند که غرب آنها را به راه انداخته است؛ جنگ هایی از روی آز و طمع، برای تصاحب منابع طبیعی، برای کنترل جغرافیایی و راهبردی این منطقه مهم که به شکلی به نظر توقف ناپذیر برای کسب قدرت و سلطه کامل بر جهان انجام می شوند.
دست کم دو سوم این آوارگان کودک هستند، بدون برخورداری از هیچ مراقبت درمانی، هیچ تحصیلاتی و هیچ سرپناه مناسبی؛ کوکانی که دچار سوء تغذیه تا مرز گرسنگی هستند، مورد تجاوز و سوء استفاده قرار می گیرند و به بردگی گرفته شده اند.
چه سرنوشتی در انتظار این همه کودک است؟
نویسنده: پیتر کوئینگ (Peter Koenig) اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی
منبع: yon.ir/HaenP

انتهای پیام. 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *