تخریب زیرساخت های اقتصادی قلمرو خلافت امام علی در اثر غارات

 

۴٫ پیامدهای اقتصادی ناشی از تجزیه قلمرو اسلامی

یکی از مهم ترین نتایج جنگ صفین، برگزیده  شدن معاویه به عنوان امیر مستقل شامیان، هموار شدن مسیر او برای رسیدن به خلافت و به دنبال آن تجزیه قلمرو اسلامی بود. نتیجه طبیعی تجزیه نیز هرج ومرج و شورش و قتل و غارت بود که به شدت امنیت اقتصادی حکومت امام را تضعیف نمود.

 حذف منابع درآمدی مناطقی که معاویه با شورش از سیطره حکومت علوی جدا می کرد، از جمله منطقه بااهمیت مصر، جدال بر سر گرفته مالیات ها به ویژه در مناطق مرزی و ضربه  زدن به آبادانی ها و زیرساخت های اقتصادی سرزمین های زیر سیطره خلافت امام در جریان غارات، مهم ترین مواردی بود که صدمات جدی به بنیه اقتصادی و منابع درآمدی دستگاه خلافت امام وارد نمود. هم چنین ضعف حکومت مرکزی که به دلیل کارشکنی های معاویه به وجود آمده بود، فرصت مناسبی در اختیار سایر مخالفان از جمله خوارج قرار داد تا با شورش و  پرداخت  نکردن مالیات، مشکلات اقتصادی را تشدید کنند.

۴ـ۱٫ حذف منابع درآمدی مصر و جزیره

در نواحی حوزه نیل، به برکت آب و هوای مساعد آن، سالی سه  بار محصول برمی داشتند و از این  جهت، در واقع مصر انبار غله بیزانس به شمار می رفت. (لنکرانی، ۱۳۷۶، ص۳۹) مصر در سال بیست هجری، به دست مسلمانان فتح شد. (طبری، ۱۴۰۸، ج۳، ص۵۱۲) معاویه پس از برخورداری از مشروعیت خلافت شام در جریان حکمیت، به تسلط بر این منطقه قناعت نکرد و با توطئه و قتل کارگزاران امام در مصر و جزیره، این مناطق را هم تصرف کرد و این تسلط موجب تقویت اقتصادی او شد: «لَمَّا قُتِلَ‏ مُحَمَّدُ بْنُ‏ أَبِی بَکْرٍ وَ ظَهَرَ مُعَاوِیَه عَلَى مِصْرَ قَوِیَ أَمْرُهُ وَ کَثُرَتْ أَمْوَالُهُ…». (ثقفی، ۱۳۵۳، ص۱۳۳) رقم های بالای خراج مصر، نشان دهنده اهمیت اقتصادی فوق العاده این منطقه برای حکومت ها و از جمله حکومت امیرالمؤمنین است. بلاذری درباره میزان خراج مصر در زمان تسلط عمروعاص بر این منطقه می نویسد:

فتح عمرو بن العاص مصر سنه عشرین و معه الزبیر فلما فتحها صالحه أهل البلد على وظیفه وظفها علیهم و هی دیناران على کل رجل و أخرج النساء و الصبیان من ذلک، فبلغ خراج مصر فى ولایته ألفى ألف دینار فکان بعد ذلک یبلغ أربعه آلاف ألف دینار. (بلاذری، ۱۹۸۸،ص ۲۱۶)

با توجه به اهمیت رونق و حجم درآمدهای مناطق شام و مصر، می توان ادعا کرد که جدا شدن مصر و جزیره و کاهش منابع درآمدی و مالی ارسال شده به مرکز خلافت امام از این مناطق، جزو بزرگ ترین ضربات اقتصادی وارده به پیکر حکومت علوی بوده است.

 ۴ـ۲٫حذف بخشی از منابع درآمدی بیت المال در اثر تشتت در گرفتن مالیات های مناطق مرزی

نتیجه بعدی تجزیه خلافت اسلامی، تشتت در گرفتن مالیات ها بود. از آن جا که نپرداختن زکات و صدقات به خلافت اسلامی، به معنای نافرمانی بوده است، وجود دو مدعی خلافت در جامعه اسلامی، سبب رقابت دو طرف در گرفتن مالیات یعنی فرمان بردارکردن مناطق مختلف اسلامی شد. (نک: ثقفی، ۱۳۵۳، ص۴۶۳) نمونه هایی از این رقابت به قرار ذیل بود:

۴ـ۲ـ۱٫ اخذ اموال زکات منطقه تیماء

معاویه برای گرفتن زکات مناطق زیر سلطه امام علی، عبدالله بن مسعده بن  کلم را همراه ۱۷۰۰ تن به تیماء فرستاد و دستور داد به هر کس از مردم بادیه می گذرد، زکات اموالش را بگیرد و چنان چه از دادن زکات مال خویش امتناع ورزید، خونش را بریزد. (طبری، ۱۴۰۸، ج۲، ص۱۵۰) فرستاده امام به نام مسیب  بن نجبه  فزاری، در منطقه تیماء با عبدالله بن مسعده جنگید و آن ها را شکست داد؛ اما به دلیل روابط خویشاوندی، او را نکشت و فراری داد. (یعقوبی ، بی تا، ج۲، ص۱۹۶-۱۹۷)

 ۴ـ۲ـ۲٫ زکات اموال منطقه سماوه

معاویه زهیربن مکحول  اجدری را از قبیله کلب برای جمع آوری زکات مردم به سماوه فرستاد. پس  از آگاهی امیرالمؤمنین از این موضوع، امام نیز سه  نفر از قبایل بنی کلب و بکر بن وائل را که در طاعت وی بودند، برای دریافت زکات آن منطقه اعزام کرد.

عروه بن عشبه  کلبی که رهبر گروه بود، به فرستادگان معاویه اجازه فرار داد و به امام خیانت کرد. (ثقفی، ۱۳۵۳، ج۲، ص۴۶۳) به  هر صورت در هر دو درگیری میان امام و معاویه در گرفتن زکات مناطق مرزی، فرستادگان امام به دلیل قصور و خیانت، شکست خوردند؛ لذا امام۷ تصمیم گرفت با اعزام مخنف بن سلیم  ازدی که شخصی توانمند و قبلاً حاکم اصفهان و همدان بود، از طریق مذاکره با خود اهالی منطقه، برنامه های اقتصادی معاویه را برای تضعیف بنیه مالی حکومت مرکزی دفع کند. (منقری، ۱۳۷۰، ص۲۵) امیرالمؤمنین۷ هنگام اعزام وی به آن جا، دستورالعملی طولانی برای او نگاشت. در این نامه به مخنف آمده است:

فَمَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ طَاعَتِنَا مِنْ أَهْلِ الْجَزِیرَه وَ فِیمَا بَیْنَ الْکُوفَه وَ أَرْضِ الشَّامِ فَادَّعَى أَنَّهُ أَدَّى صَدَقَتَهُ إِلَى عُمَّالِ الشَّامِ وَ هُوَ فِی حَوْزَتِنَا مَمْنُوعٌ قَدْ حَمَتْهُ خَیْلُنَا وَ رِجَالُنَا فَلَا تُجِزْ لَهُ ذَلِکَ وَ إِنْ‏ کَانَ الْحَقُّ عَلَى مَا زَعَمَ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَهُ أَنْ یَنْزِلَ بِلَادَنَا وَ یُؤَدِّیَ صَدَقَه مَالِهِ إِلَى عَدُوِّنَا. (مغربی، ۱۳۸۵، ج۱، ص ۲۵۹ -۲۶۰)

۴ـ۲ـ۳٫ تلاش برای گرفتن زکات منطقه بی طرف دومه الجندل

«دومه الجندل» منطقه ای است در شمال غربی «نجد» که حکمین صفین در آن جا نظر خود را اعلام کردند. (دینوری، ۱۳۷۱، ص۲۴۱) مردم دومه الجندل که از قبیله بنی کلب بودند، در اطاعت معاویه نبودند؛ اما با امام علی۷ هم بیعت نکردند. آنان می گفتند: «بر همین حال باقی می مانیم تا مردم بر یک امام و رهبر اتفاق نظر پیدا کنند». (ثقفی، ۱۳۵۳، ص۴۶۰) معاویه پس  از اطلاع از این موضوع، مسلم بن عقبه را به آن جا فرستاد تا آن ها را محاصره کرده، زکات آن ها را بگیرد. (همان، ص۴۶۱)

 امام نیز پس  از این اقدام معاویه، مالک بن کعب را به این منطقه فرستاد. میان دو گروه جنگ درگرفت. فرستاده معاویه فرار کرد. فرستاده امام چند روز در دومه الجندل ماند؛ اما به دلیل آن که پس از مذاکره با مردم منطقه، آن ها راضی نشدند امام را به عنوان خلیفه بپذیرند، زکاتی جمع نکرد و به کوفه برگشت. (نویری، ۱۴۲۳، ج۲۰، ص۲۵۸)

 ۴ـ۳٫ تخریب زیرساخت های اقتصادی قلمرو خلافت امام علی  در اثر غارات

ایجاد اختلاف در صفوف هواداران امام علی و بروز مشکلات جدی داخلی، عملاً اتحاد و بسیج مجدد سپاه حضرت را ناممکن ساخت. هم چنین دلخوری بسیار از عراقیان به خصوص کوفیان که به عنوان حامیان اصلی امام علی محسوب می شدند، پایه های وحدت جبهه عراق را از هم پاشید و سبب ضعف روحیه سپاه امام و سستی مردم در حمایت از ایشان به ویژه در حوادث غارات شد.

مهم ترین شکل ظهور این کاهش حمایت ها، در جذب رهبران کوفه تجلی یافت و موجب ایجاد فرصت مناسب برای رهبران سیاسی قبایل، مخالفان و منافقان برای بروز مخالفت های رسمی علیه خلافت مرکزی شد که پیامدهای اصلی آن، قرارگرفتن ابتکار عمل به دست معاویه و اعزام گرو ه های غارت گر از جانب او به نقاط تحت تسلط حضرت و ویران سازی زیرساخت های اقتصادی حکومت امام علی بود.

معاویه که از اوضاع عراق اطلاع داشت، مصمم شد تا با تجاوز به نواحی مختلف زیر سلطه امام در جزیره العرب، راه را برای تصرف عراق فراهم آورد. این حملات که اصطلاحاً «غارات» نامیده شده، گاه به گاه انجام می یافت و هدف آن ایجاد وحشت، سلب امنیت و تخریب زیرساخت  های اقتصادی حکومت امام علی بوده است. (جعفریان، ۱۳۷۴، ص۳۲۳)

 ۴ـ۳ـ۱٫ حمله به مناطق پررونق جزیره ، انبار و هیت

اهمیت انبار به این دلیل بود که این ناحیه محل ذخیره گندم و جو و کاه برای لشکریان ساسانی بوده است. اهمیت دیگر انبار از این جهت بود که در کنار اولین نهر بزرگی قرار داشت که قابل کشتی رانی بود و از فرات جدا می شد و به دجله می ریخت. (لسترنج، ۱۳۶۴، ص۷۲) در مجاورت انبار ، شهری دیگر به نام هیت بود که در کنار رود فرات واقع شده بود. این شهر نیز باروی محکمی داشت و از نعمت و آبادانی برخوردار بود. (مجهول، ۱۴۲۳، ص ۱۶۳) با دقت در مواردی که ذکر شد، متوجه اهمیت اقتصادی این شهرها می شویم. احتمالاً یکی از دلایل انتخاب این مناطق برای حمله نیز همین اهمیت بوده است تا ضربات اقتصادی بیش تری به پیکر دولت امام علی وارد شود.

وقتی کمیل بن زیاد والی این منطقه، خبر آمدن لشکر شام را شنید، جانشینی در هیت گذاشت و خود برای مقابله با این لشکر از شهر بیرون رفت؛ اما این خروج، باعث شد سوفیان بن عوف، فرمانده شام به راحتی منطقه را غارت نماید و بعد از آن «انبار» را نیز تاراج کند. (ابن اعثم، ۱۴۱۱، ج۴، ص ۲۲۶) چنین به نظر می رسد که خسارات مالی و انسانی این حمله نظامی- اقتصادی معاویه، آن چنان زیاد بوده که امام، به شدت از یار صادق خود کمیل خشمگین شد و در نامه ای او را به شدت مذمت و ملامت فرمود. (نک: نهج البلاغه، نامه ۶۱) ثقفی به نقل از سفیان بن عوف غامدى می نویسد که معاویه به او دستور حمله به مناطق هیت ، انبار و مداین را می دهد و در این دستور به او می گوید:

«… و اعلم أنّک ان أغرت على [أهل‏] الأنبار و أهل المدائن فکأنّک أغرت على الکوفه…». (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص۴۶۶)

پس  از این که امام، سعید بن قیس همدانی را به تعقیب سپاه سفیان بن عوف فرستاد، آن ها به شام فرار کردند و به مداین نرسیدند (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص۴۷۱)؛ اما به نظر می رسد مناطق انبار یا مداین، اهمیت سیاسی- اقتصادی بسزایی داشته اند که معاویه، حمله به این مناطق را معادل حمله به مرکز خلافت می داند. او در دستور خود، بر ویرانی زیرساخت های اقتصادی تأکید می کند؛ زیرا می داند آباد ساختن مجدد زیرساخت های اقتصادی، زمان طولانی لازم دارد و حتی اگر همه مخارج آن توسط دولت تأمین شود، باز هم آوارگی و در دست رس  نبودن امکانات حداقلی معیشتی، به شدت بر مردم تأثیر می گذارد تا جایی که حتی می تواند از مرگ بدتر و سخت تر باشد:

«… خَافُ الدَّوَائِرَ ، وَ خَرِّبْ‏ کُلَ‏ مَا مَرَرْتَ‏ بِهِ‏ [مِنَ الْقُرَى]، وَ اقْتُلْ کُلَّ مَنْ لَقِیتَ مِمَّنْ لَیْسَ هُوَ عَلَى رَأْیِکَ، وَ احْرُبِ الْأَمْوَالَ ، فَإِنَّهُ شَبِیهٌ بِالْقَتْلِ وَ هُوَ أَوْجَعُ لِلْقُلُوبِ». (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص۴۶۷)

مادلونگ معتقد است، این گونه دزدی و راهزنی های عادی و قتل، ویژگی معمول غارت هایی شد که معاویه در سرزمین های امام علی انجام می داد و نشان  دهنده بدعتی سخیف در ماهیت جنگ در میان مسلمانان بود. (مادلونگ، ۱۳۷۷، ص۳۱۴) یاران معاویه، برای ضربه  زدن به پیکر اقتصادی جامعه، حتی از غارت اموال حاجیان و زائران خانه خدا هم خودداری نکردند. (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص۶۰۸) سفیان  بن عوف، پس از روایت کامل واقعه، اظهار می کند: «معاویه سوگند می خورد که بعد از اندک  زمانی، مردم عراق از علی۷ فرار می کنند و به طرف ما می آیند». (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص۴۶۸)

 ۴ـ۳ـ۲٫ حمله بسر به یمن

در اثنای غارت گری های معاویه، طرف داران عثمان در یمن سر به شورش برداشته، با امام علی به مخالفت برخاستند و از پرداخت زکات امتناع کردند. (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص۵۹۴) در این اثنا، بُسر با سه هزار سوار از دمشق بیرون آمد و رهسپار حجاز و یمن شد. آن ها با برنامه حساب شده در مناطق مختلف، مردم را به نابودی سرمایه های اقتصادی و اموالشان تهدید می کردند. بسر هنگامی که می خواست از مکه برود، تأکید کرد که در صورت همراهی نکردن با او، همه را خواهد کشت و دارایی های آن ها را غارت و تخریب خواهد نمود. (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص ۶۱۷)

 لشکر معاویه در این سیر، از هیچ اقدامی برای نابودی جان و اموال مسلمانان فروگذار نکردند. بسر بن ارطاه تا مدینه به هر آب  گاهى که مى‏رسید، شتران آن ها را به زور مى‏گرفت و نیروهای خود را بر آن شتران تازه نفس سوار می کرد. (ثقفی ، ۱۳۵۳، ص ۶۰۲) درحالی که وقتی امام علی خواست جاریه بن قدامه را به تعقیب بسر بفرستد، در نامه ای به او نوشت:

… سِرْ عَلَى‏ بَرَکَه اللَّهِ‏ حَتَّى‏ تَلْقَى‏ عَدُوَّکَ‏ وَ لَا تَحْتَقِرَنَّ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ أَحَداً وَ لَا تُسَخِّرَنَّ بَعِیراً وَ لَا حِمَاراً وَ إِنْ تَرَجَّلْتَ وَ حَفِیتَ وَ لَا تَسْتَأْثِرَنَّ عَلَى أَهْلِ الْمِیَاهِ بِمِیَاهِهِمْ وَ لَا تَشْرَبَنَّ مِنْ مِیَاهِهِمْ إِلَّا بِطِیبِ أَنْفُسِهِمْ… . (همان، ص۶۲۸)

امام حتی با وجود کمبود امکانات نظامی نیز شیوه معاویه را در پیش نگرفت. ایشان در ادامه نامه می فرماید: «به پیادگان خود رحم کنید…». (همان) این مطلب، نشان می دهد گروهی از سپاه امام، مرکب  سواری نداشتند؛ اما امام دستور مؤکد می داد که سرمایه های اقتصادی مردم را تصاحب نکنند و یاران امام نیز همین طور عمل کردند.

جاریه بن قدامه در حالی که با سرعت حرکت مى‏کرد و در بین راه در هیچ جا توقف نکرد، متعرض هیچ شهر و قلعه‏اى نشد و فقط براى تهیه آذوقه؛ گاهى در بین راه توقف مى‏کردند. او به یاران خود تأکید می کرد که با یک دیگر مواسات داشته باشند، و هرگاه شتر یکى از آن ها از راه رفتن بازماند، باید دیگران مرکب‏هاى خود را در اختیار آنان بگذارند، و به نوبت سوار شوند. (همان، ص ۶۳۲)

 ۴ـ۴٫ عدم پرداخت خراج توسط اتباع شورشی خوارج

به نظر می رسد آشوب های اواخر حکومت امام، از جنگ نهروان و از هم پاشیدگی سپاه کوفه سرچشمه می گرفت. طبری می نویسد:

«لَمَّا قَتَلَ على ع أَهْلَ النَّهْرَوَانِ، خَالَفَهُ قَوْمٌ کَثِیرٌ، وَانْتَقَضَتْ عَلَیْهِ أَطْرَافُهُ… وَطَمِعَ أَهْلُ الْخَرَاجِ فِی کَسْرِهِ». (طبری ، ۱۳۸۷ ، ج۵ ، ص۱۲۲)

پیش از واقعه صفین، امیرالمؤمنین خریت بن راشد را والی اهواز نمود؛ اما پس از صفین و رسیدن خبر حکمیت به خریت، او هم عقیده خوارج شد و اموال بیت المال اهواز را برداشت و با همان اموال و امکانات علیه امام شورش کرد. (ابن اعثم، ۱۴۱۱، ج۴، ص۲۴۳) او پس از فرار به فارس، همه افراد قبیله اش را از امام علی جدا ساخت. در آن سال، قبایل و عشایر اطراف سواحل فارس، به تحریک خریت زکات و مالیات اموال خود را به امام علی ندادند. (ابن اعثم، ۱۳۷۲، ص ۱۹۱) همین نوع شورش و عدم پرداخت مالیات، در منطقه سیستان نیز صورت پذیرفت که فرماندهان آن افرادی از خوارج به نام های عکه بن غناب  حبطی و عمران بن فضیل  برجمی بودند. (بلاذری، ۱۳۳۷، ص۵۵۱)

خوارج بر مبنای این اندیشه که بیش تر مسلمانان را کافر می دانستند، (ابن اثیر، ۱۳۷۱، ج۱۰، ص۳۲۱) هزینه آشوب ها و لشکرکشی های خود را از راه غارت اموال مردم تأمین می کردند. (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴، ج۵، ص۷۶) این شیوه غیرمعمول کسب منافع اقتصادی یعنی غنیمت جویی، سبب جذب قشرهای بدوی به این گروه و کاهش امنیت برای سرمایه های اقتصادی مردم در مناطق محل شورش خوارج در زمان خلافت امام می گردید. (کردی، ۱۳۸۶، ص۱۱۹)

 نتیجه

امام علی در مدت کوتاه خلافت خود، گرفتار سه جنگ داخلی جمل، صفین و نهروان شد. بررسی جنگ ها و آشوب های داخلی حکومت ها، از این منظر که یکی از مهم ترین پارامترهای به خطر انداختن امنیت اقتصادی است، اهمیت زیادی دارد. این جنگ ها و آشوب ها که بخش مهمی از رویدادهای تاریخی حکومت امام علی را به خود اختصاص داد و از آغاز اسلام تا آن زمان، با چنین وسعت و عمقی در داخل حکومت اسلامی سابقه نداشت، در واقع مقاومت در برابر تلاش امام برای احیای ارزش های اصیل اسلامی و تحقق مهم ترین هدف اقتصادی اسلام یعنی عدالت بود که رفته رفته در سال های پس از رسول خدا۹ به فراموشی سپرده شده بود.

 در چنین وضعیتی و پس از مشاهده عزم قطعی برای دگرگونی در وضعیت موجود، بروز طغیان از طرف کسانی که منافع آن ها تهدید می شد، نتیجه ای طبیعی بود و پیامدهای سختی هم به دنبال داشت. آن چه در همه این جنگ ها مشترک بود، پیامدهای منفی مختلف و متعدد بر اقتصاد جامعه اسلامی بود که به دلیل گستردگی بحث، به برخی از آن ها اشاره شد. بخشی از این لطمات اقتصادی، متوجه مخارج بیت المال گردید؛ در حالی که منابع مالی در اختیار امام علی، می توانست به تولید و تقویت بنیان های اقتصادی اختصاص یابد، هزینه های مستقیم و پنهان جنگ ها، این فرصت را از امام سلب نمود.

بیت المال بصره به عنوان مرکز اداره و محل تجمیع منابع مالی بخش وسیعی از قلمرو اسلامی از جمله فارس، خوزستان، سیستان، کرمان، بحرین و خراسان، در جریان جنگ جمل غارت شد. بسیاری از کارگزاران برکنارشده عثمان، ثروت های هنگفت خود را از ترس بازگرداندن آن ها به بیت المال توسط حکومت عدل علوی، گرد آوردند و فرار کردند و این سرمایه های عمومی را برای جنگ با خلیفه  عادل در جمل هزینه نمودند.

به دنبال جریان حکمیت در جنگ صفین، قلمرو اسلامی تجزیه و حکومت مرکزی تضعیف شد؛ در نتیجه، مالیات های مناطق مهم اقتصادی مانند مصر و جزیره و مالیات های شهرهای مرزی شام و عراق و هم چنین مناطق محل شورش خوارج، از منابع درآمدی دولت علوی حذف گردید. زیرساخت های اقتصادی قلمرو خلافت امام به صورت برنامه ریزی شده در حوادث غارات تخریب شد ومعاویه به هدف خود رسید که تضعیف بنیه  اقتصادی حکومت امام بود.

بررسی تأثیر جنگ ها و شورش های تحمیل شده بر سایر ابعاد اقتصادی حکومت امام علی مانند وضعیت عمومی معیشت مردم، بازارها و فعالیت های بخش خصوصی و هم چنین تولید و کشاورزی، از جمله مواردی است که در موضوع اقتصاد جنگ در دوران خلافت امام، به پژوهش های مستقل نیاز دارد تا داوری ها را درباره عملکرد اقتصادی حکومت علوی واقع بینانه تر نماید.

مراجع

ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، مصحح: محمد ابوالفضل‏ ابراهیم ، ج۲، ۵، ۸ و ۱۷ ، الطبعه الاولی ، قم: مکتبه آیت الله المرعشی النجفی، ۱۴۰۴٫
ابن ابی شیبه ، المصنف فی الاحادیث والآثار، محقق: کمال یوسف  الحوت، ج۷، الطبعه الاولی، الریاض: مکتبه الرشد، ۱۴۰۹٫
ابن اعثم کوفى، الفتوح، ترجمه محمدبن احمد مستوفى هروى، تهران: انقلاب اسلامى. ۱۳۷۲٫
ـــــــــــــــــ ، محقق: علی شیری، ج۲، ۳ و ۴ ، الطبعه الاولی ، بیروت : دارالأضواء، ۱۴۱۱٫
ابن بابویه، محمدبن علی، علل الشرایع، ج۱، قم: کتاب فروشى داورى‏، ۱۳۸۵٫
ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول عن آل الرسول صلی آله علیه و الله ، مصحح: علی اکبر غفاری ، الطبعه الثانیه، ‏قم: جامعه مدرسین، ۱۴۰۴٫
ابن خیاط، خلیفه، تاریخ، الطبعه الاولی، بیروت: دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۵٫
ابن خلدون حضرمی، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالمحمد آیتى، ج۱، چاپ اول، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، ۱۳۶۳٫
ابن الاثیر، عزالدین ابوالحسن على، الکامل فی التاریخ، ج۳، بیروت: دارصادر، ۱۳۸۵ق.
ـــــــــــــــــ ، کامل تاریخ بزرگ اسلام و ایران، ترجمه ابوالقاسم حالت و عباس خلیلى، ج۹ و ۱۰، تهران: مؤسسه مطبوعاتی علمی، ۱۳۷۱٫
البلاذرى، احمد بن یحیى  ، فتوح البلدان ، الطبعه الاولی ، بیروت : دار و مکتبه الهلال، ۱۹۸۸٫
ـــــــــــــــــ ، ترجمه محمد توکل، چاپ اول، تهران: نشر نقره، ۱۳۳۷٫
التوحیدی، علی بن محمد بن العباس ابوحیان ، الإمتاع والمؤانسه ، الطبعه الأولى، بیروت: المکتبه العنصریه، ۱۴۲۴٫
ثقفی کوفی، ابواسحاق ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق سیدجلال الدین محقق ، تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۳ش / ۱۳۹۵ق.
جعفریان، رسول، تاریخ خلفا از رحلت پیامبر تا زوال امویان، چاپ اول، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۴٫
حکیمى، محمدرضا و دیگران، الحیاه، ترجمه احمد آرام، ج۶، چاپ اول، ‏تهران: دفتر نشر فرهنگ  اسلامى،۱۳۸۰‏.
دینورى، ابوحنیفه احمدبن داوود، اخبارالطوال، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، چاپ چهارم، تهران: نشر نى، ۱۳۷۱٫
شریف الرضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، چاپ چهارم، تهران: پیام آزادی، ۱۳۸۰٫
صادقی، مصطفی، «نقدی بر آمار تلفات جنگ های امام علی۷ (جمل، صفی، نهروان)»، فصل نامه تاریخ اسلام، شماره هفتم، ۱۳۸۰٫
طبرى ، ابوجعفر محمد بن جریر ، تاریخ الامم و الملوک ، ج۴ و ۵ ، الطبعه الثانیه ، بیروت : دارالتراث، ۱۳۸۷ق.
ـــــــــــــــــ ، ج۲و۳ ، الطبعه الثانیه ، بیروت : دارالمکتبه العلمیه، ۱۴۰۸٫
ـــــــــــــــــ ، تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۵ـ۷، چاپ پنجم، تهران: نشر اساطیر، ۱۳۷۵٫
فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی۷، چاپ پنجم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۶٫
کردی، رضا، «علل اقتصادی ناخشنودی بومیان شمال افریقا از والیان عرب در قرن اول و دوم هجری»، فصل نامه تاریخ اسلام، سال هشتم، ۱۳۸۶٫
لسترنج، گای، جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی (بین النهرین، ایران و آسیای مرکزی از زمان فتوحات مسلمین تا ایام تیمور)، ترجمه محمود عرفان، چاپ دوم، بی جا، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۴٫
مادلونگ، ویلفرد، جانشینی حضرت محمد۹، پژوهشی پیرامون خلافت نخستین، ترجمه احمد نمایی و دیگران، چاپ اول، مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی، ۱۳۷۷٫
 مجلسى، محمدباقر،‏ بحارالانوار، ج۴۰، چاپ دوم، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳٫
مجهول، حدود العالم من الشرق الی المغرب، القاهره: الدار الثقافیه للنشر، ۱۴۲۳٫
مسعودی، على بن الحسین ، مروج الذهب و معادن الجوهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۱، چاپ پنجم، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، ۱۳۷۴٫
مفید، ابوعبدالله محمدبن محمدبن نعمان ، الجمل و النصره لسید العتره فی حرب البصره، مصحح علی میرشریفى، الطبعه الاولی ، قم : کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۳٫
ـــــــــــــــــ ، الطبعه الثانی ، مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۱۶٫
مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الإسلام‏، مصحح: آصف فیضى، ج۱، چاپ دوم، قم: مؤسسه آل البیت:‏، ۱۳۸۵٫
منقرى، نصربن مزاحم، وقعه صفین ، الطبعه الثانیه ، القاهره: المؤسسه العربیه الحدیثه، ۱۳۸۲ق.
ـــــــــــــــــ ، پیکار صفین، ترجمه پرویز اتابکى، چاپ دوم، تهران: انقلاب اسلامى، ۱۳۷۰٫
منتظری مقدم ، حامد ، «روابط امام علی و معاویه»، فصل نامه معرفت، شماره ۵۲ ، سال ۱۳۸۱٫
نویری، احمدبن عبدالوهاب، نهایه الارب فی فنون الادب ، ج۲ ، قاهره: المؤسسه العامه، بی تا.
هروی، جواد، امام علی و ایران، مشهد: پژوهش توس، ۱۳۸۲٫
واقدى ، محمدبن سعد کاتب ، الطبقات الکبرى، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، ج۷، تهران: انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴٫

یعقوبى، احمد بن ابى یعقوب، تاریخ الیعقوبى، ج۲، الطبعه السادس ، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى، بی تا.

نویسندگان:

وجیهه گل مکانی: دانشگاه تربیت مدرس

هادی وکیلی: دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی 

فصلنامه شیعه شناسی شماره ۵۷

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *