نظریه اتصال در طبیعیات رواقی

چکیده

در این نوشتار نظریه اتصال در طبیعیات رواقی با تاکید بر مفاهیمی مانند پنوما (نَفَس)، هکسیس (ملکه) و تنوس (تنش) بررسی شده و به نتایج برآمده از این نظریه اشاره میگردد. همچنین نشان داده میشود که فیلسوفان رواقی، تحلیلی ساختارمند از ارتباط اجزاء جاندار و غیرجاندار طبیعت بدست داده اند. این موضوع در طبیعیات رواقی براساس نظریه نبود خلاء در طبیعت و اجزاء آن بنیان یافته است و با این نظریه، عنصر فعال در طبیعت ـ خداوند و قوه عاقله ـ با عناصر منفعل ـ طبیعت غیر ارگانیک ـ مرتبط شده است. بنابرین، در این تحقیق با تحلیل اصول طبیعی فلسفه رواقی در مرحله اول عنصر فعال در طبیعیات یعنی پنوما (نَفَس) و شکلهای متنوع آن در طبیعت: الف) در وجه والاتر آن ـ قوه عاقله ـ در انسان؛ ب) در وجه ضعیفتر آن ـ هکسیس (ملکه)ـ در طبیعت غیرارگانیک تبیین میشود و در مرحله دوم به مفهوم اتصال براساس پنوما (نَفَس) و اثبات آن به شیوه تجربی میپردازد. در پایان نیز نظریه اتصال بر پایه تفسیر فیلسوفان مسلمان از فلسفه رواقی مقایسه میگردد.

کلیدواژگان: طبیعیات رواقی، نظریه اتصال، پنوما (نَفَس)، تنوس (تنش)، هکسیس (ملکه)، فلسفه اسلامی

نویسندگان:

محمد جواد اسماعیلی ، سینا مشایخی

فصلنامه تاریخ فلسفه  – سال ششم، شماره ۲۱، تابستان ۱۳۹۴٫

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *