زمینه های پذیرش قطعنامه ۵۹۸

موضوع قطعنامه ۵۹۸ و پذیرش آن توسط حضرت امام (ره) از موضوعات پیچیده ای است که نوشتن درباره آن چندان سهل نیست، چرا که جریانات تاثیر گذار بر جنگ ایران و عراق بسیار فراوانند و کماکان امکان طرح و تجزیه و تحلیل برخی از مسائل که عمدتا به تحولات داخلی مربوط می شود، وجود ندارد . همچنین منابعی که بتوان بر اساس آن صحت و سقم نقل قول های افراد و اعتبار مطالب ذکر شده را تشخیص داد،  محدود است . لذا شرح فرآیند پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط حضرت امام تا حدود زیادی در هاله ای از ابهام باقی مانده ، اما آنطور که واضح است در سال های منتهی به پایان جنگ به تدریج تغییرات گسترده ای در حوزه فرهنگی جامعه و به تبع آن حضور مردم در جبهه ها ، وضعیت اقتصادی ، توان نظامی و تسلیحاتی ، اجماع جهانی برای  فشار به ایران برای پذیرش آتش بس ،اقدامات موشکی عراق به شهرهای ایران و پایتخت ، حمله به هواپیمای مسافربری توسط ناو آمریکایی و …. به وجود آمد که شرایط کلی کشور برای ادامه جنگ را به زعم مسئولین امر دشوار ساخت.

صرف‌نظر از زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی ایران، دلایل مختلف پذیرش آن ازجمله دلایل سیاسی بسیار با اهمیت هستند. اگرچه دلایل اقتصادی و نظامی و ملاحظات دیگر نیز در پذیرش قطعنامه مزبور نقش داشتند، اما به نظر می‌رسد دلایل سیاسی وجه غالب این روند محسوب می‌شوند. هرچند تاکنون مسئولان رسمی کشور دلایل سیاسی آن را به‌صورت رسمی و روشن اعلام نکرده‌اند؛ اما از محتوای اظهارات آن‌ها می‌توان استنباط کرد که تحولات و شکل‌گیری اجماع بین‌المللی و منطقه‌ای ازجمله دلایل پذیرش این قطعنامه بوده است. ازاین‌رو زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در کالبدشکافی دلایل قبول آن می‌تواند راهگشا باشد.

زمینه‌های بین‌المللی پذیرش قطعنامه ۵۹۸

عدم پذیرش قطعنامه‌های شورای امنیت توسط جمهوری اسلامی ایران به دلیل یک‌طرفه بودن اکثر مفاد این قطعنامه‌ها ، در واقع نشان دهنده  عجز شورای امنیت سازمان ملل در حل‌وفصل معضل جنگ ایران و عراق بود. این مسئله موجب شد تا شورای امنیت در مواجهه با آخرین موضع ایران در قبال قطعنامه ۵۸۸ به این نتیجه برسد که تا زمان لحاظ شدن مطالبات ایران، از صدور هرگونه قطعنامه دیگری خودداری ورزد. این نتیجه در کنار دو مسئله اساسی پیروزی‌های بزرگ ایران در عملیات‌هایی چون کربلای ۵ و والفجر ۸ ، (که تبعاتی چون رسیدن به مرزهای کویت یعنی حامی استراتژیک عراق و مورد تهدید واقع‌شدن بصره در پی تصرف شلمچه توسط ایران را در پی داشت) و نزدیک شدن مواضع آمریکا و شوروی در پی به قدرت رسیدن گورباچف در شوروی سبب شد تا شورای امنیت اقدام به تصویب قطعنامه‌ای نماید که در آن تا حدودی نظرات ایران، به‌ویژه درزمینه ی تعیین متجاوز منعکس‌شده باشد.

 مرحوم هاشمی رفسنجانی در این مورد این‌گونه توضیح می‌دهد :”پیش‌ از این به علت جهت‌گیری‌های ناعادلانه قطعنامه‌های شورای امنیت، ما این قطعنامه‌ها را نمی‌پذیرفتیم. اما در این قطعنامه نکات مثبتی دیدیم که حاضر شدیم، پیرامون آن مذاکره کنیم. جمهوری اسلامی ایران قطعنامه ۵۹۸ را به‌طورکلی رد نکرده است، چون در آن جای بحث می‌بیند. توقع دیگران این است که ما قطعنامه را کلاً رد کنیم یا بپذیریم، نکته منفی آن این است که می‌گوید به‌محض شروع مذاکره و پیش از شناسایی متجاوز و محاکمه آن، آتش‌بس اعلام شود و ما این بند را قبول نداریم، بند مربوط به معرفی متجاوز می‌تواند به‌عنوان تنها کلید حل مسائل به شمار آید و این نکته‌ی مثبتی است، اما باید پیش از اعلام آتش‌بس انجام شود، ما به آمریکا سوءظن داریم و می‌دانیم به‌محض اعلام آتش‌بس، آنان در عمل صادق نخواهند بود!”

با توجه به این فرآیند به نظر می‌رسد سازمان ملل و شورای امنیت نسبت به کارگشا بودن قطعنامه‌های سابق ازجمله۵۸۲ و ۵۸۸ ناامید شده و از اواخر سال ۱۳۶۵ با ایجاد کارگروهی متشکل از اعضا شورای امنیت موظف به بررسی و بازبینی نسبت به قطعنامه‌های صادره از سوی این نهاد بین‌المللی شدند که درنهایت جلسات محرمانه این کارگروه منتج به صدور قطعنامه ۵۹۸ گردید.

بررسی وضعیت عینی جنگ در سال‌های پایانی

تحولات جنگ نشان می‌دهد  از اواسط سال ۱۳۶۰ همراه با عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری ، معادلات جنگ عمدتاً به سود ایران رقم خورده و این روند تقریباً تا اواخر سال ۱۳۶۶ ادامه داشته است اما از بهار سال ۱۳۶۷ تحولات جنگ به نحو غافلگیرانه‌ای در عرض سه ماه به زیان ایران و به سود عراق تغییر یافت که منجر به تغییر وضعیت نظامی عراق از سوی سران حکومت این کشور شد . عراق با استفاده از فضای پیش‌آمده ناشی از درگیری‌های ایران و آمریکا در خلیج‌فارس و درحالی‌که نیروهای ایرانی پس از انجام عملیات والفجر ۱۰ آمادگی لازم را برای مقابله با توان بالای آفندی نیروهای عراقی را نداشتند، عراق در ۲۸ فروردین‌ماه ۱۳۶۷ با تهاجم گسترده و همه‌جانبه به فاو علیرغم جان فشانی های بی‌مانند رزمندگان اسلام ، طی ۳۶ ساعت این منطقه را باز پس گرفت. عراق ظرف مدت کمتر از ۳۸ روز پس از حمله به فاو و تصرف این شهر در تاریخ۴ خردادماه ۱۳۶۷ به منطقه شلمچه حمله کرد و یک ماه پس از تصرف شلمچه به جزایر مجنون حمله برد و در چهارمین روز از تیرماه ۱۳۶۷ این جزایر را از دست نیروهای ایرانی بازپس گرفت. به عبارت دیگر ظرف چهار ماه موقعیت عراق در جبهه‌های جنوبی بسیار بهبودیافت و وضعیت ایران به‌گونه‌ای ناپایدار شد.

در خرداد ۱۳۶۷، آقای هاشمی  پس از دریافت حکم جانشینی فرماندهی کل قوا از سوی حضرت امام ، به فرماندهان سپاه یعنی آقای محسن رضایی و سایر فرماندهان گفت که من فرمانده کل قوا هستم و هر آنچه که می‌خواهید برای انجام یک عملیات سرنوشت‌ساز، روی کاغذ بیاورید که آقای رضایی نامه‌ای می‌نویسد و در آن نامه امکانات لازم برای شکست دشمن را مطالبه می‌کند.
البته آقای هاشمی یک نامه از رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت وقت نیز دریافت می‌کند که وضعیت بد اقتصاد کشور در آن نامه تشریح می‌شود و یک نامه از بخش فرهنگی و نامه‌ای دیگر در مورد تحلیل سیاسی از مراکز سیاسی کشور می‌گیرد و با این مجموعه نامه ها و گزارشات و یک دسته تحلیل سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی خدمت امام می‌رسد که هر ۴ تحلیل می‌گویند ادامه جنگ با این وضع سخت خواهد بود. البته نظامیان و خصوصاً فرماندهان سپاه معتقد بودند که آن‌قدر ظرفیت در درون ملت ایران و دولت وجود دارد که ما قادریم «جنگ جنگ تا پیروزی» را تحقق بخشیم.” 

از سوی دیگر ، پس از عقب‌نشینی ایران از برخی مناطق عملیاتی همچون حلبچه در ۲۲ تیر ۱۳۶۷ و ادامه حملات عراق و تشدید فشارهای بین‌المللی به ایران، جلساتی در داخل کشور باهدف اتخاذ تصمیم نهایی درباره جنگ تشکیل شد و در نشست مشترک سه قوه که اعضای شورای نگهبان نیز در آن حضور داشتند، شرایط نظامی- سیاسی کشور موردبحث قرار گرفت. امام نیز در روزهای ۲۳ و ۲۴ تیرماه نشست‌های مشورتی جداگانه‌ای انجام دادند، ولی نشست نهایی و اصلی طبق دستور امام با حضور ۴۰ تن از شخصیت‌های کشوری و لشکری در روز ۲۵ تیر ماه ۱۳۶۷تشکیل شد . پس از تشکیل این جلسه هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: طی بحث‌هایی که صورت گرفت مجموعه شرایط، جمهوری اسلامی را به این نتیجه رساند که برای مصلحت انقلاب قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شود ، بدین ترتیب دو روز پس از پیشروی های عراق در خاک ایران در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ جمهوری اسلامی ایران با ارسال نامه‌ای به خاویر پرز دکوئیار دبیر کل وقت سازمان ملل، ایران رسماً قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت.

امام خمینی(ره) پس از دیدن این ۴ تحلیل، به پذیرش قطعنامه، ‌اشاره فرمودند؛ حال که مسئولین فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و نظامی و ازجمله فرمانده کل سپاه که یکی از معدود فرماندهانی است که قائل به ادامه جنگ است این را می‌گویند؛ من قطعنامه را می‌پذیرم.

پس از آن حضرت امام در پیامی که به بهانه سالروز کشتار زائران ایرانی در مکه منتشرشده بود، به تشریح سیاست جدید جمهوری اسلامی در قبال جنگ تحمیلی و دلایل پذیرش قطعنامه پرداخت و علاوه بر اینکه پذیرش قطعنامه را علیرغم میل باطنی خود دانستند ، فرزندان انقلابی خود را دلداری دادند. در پیام امام که روز ۲۹ تیرماه منتشر شد، آمده است: «در موردقبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به‌‌‌ همان شیوۀ دفاع و مواضع اعلام‌شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می‌‏دیدم؛ ولی به‌واسطۀ حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می‌‏کنم و به امید خداوند،  در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کار‌شناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور، که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش‌بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌‏دانم و خدا می‌‏داند که اگر نبود انگیزه‏‌ای که همۀ ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌‏بودم و مرگ و شهادت برایم گوارا‌تر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق‌تعالی گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من بازمی‌گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‏‌تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم و نکته‌‏ای که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته‏اند و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است.”

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *